19
مجید شاکری، کارشناس اقتصادی
به گزارش خانه نیوز، ایران به عنوان کشوری در حال توسعه نیازمند یک سیاست پولی مستقل است و در نهایت نمیتواند اعمال سیاست پولی ارزی کند، بدون اینکه حساب سرمایهاش بسته باشد.
بهترین عدد درآمد سرانه ما به سال ۵۳ برمیگردد. در آن زمان، یکی از دعواهای بسیار جدی بین بانک مرکزی و وزارت مالیه این بود که نباید اجازه دهند که حساب سرمایه باز باشد. این در حقیقت به ما میگوید که مهمتر از نرخ ارز، این رویکرد است.
اما سوال این است که ساختار نرخ ارز ما باید چه شکلی باشد و چگونه باید نرخ ارز را کنترل کنیم؟ بستن حساب سرمایه ممکن است؟
بستن حساب سرمایه در شرایط تحریمی کار بسیار سختی است و حتی سال گذشته در بین سیاستگذاران این سؤال مطرح بود که روسها بعد از آغاز جنگ روسیه و اوکراین و تحریمهای غرب چه میکنند؟
حال سؤال این است؛ آیا این حرفی که ما میزنیم نافی به رسمیت شناختن رویکرد فعلی نرخ ارز در بازار داراییها است؟ نافی این است که باید منطق قیمتی را کنار بگذاریم؟
سؤال بعدی نیز این است؛ چه چیزی نرخ ارز را تعیین میکند و موجب شوکهای ناگهانی میشود؟ در ایران درباره اثر تقاضای خروج سرمایه بر شوکها صحبت میشود. این عامل را رد نمیکنم، اما آن چیزی که راهبر اصلی در جهشهای نرخ ارز است و اختیار و کنترل را از بانک مرکزی نمیگیرد؛ تقاضای تجاری است. تمام وقایعی که منجر به جهش ارزی شده است، روی وقایع تضمینی بوده است، چرا که تقاضای تجاری اگر تا یک زمان خاصی تسویه نشود، به بحران برمیخورد.
اما تقاضای خروج سرمایه این چنین نیست، پس با وجود اینکه از لحاظ حجم تقاضای خروج سرمایه مهم است، اما آنچه مهم است، تقاضای تجاری است تا بتوانید نرخ ارز را کنترل کنید.
چوب جادوی کنترل نرخ ارز، وجود خارجی ندارد
اساسا بازسازی ساختار پرداخت خارجی از این سؤال شروع میشود؛ ارز را کجا نگه داریم و کجا مصرف کنیم؟ پس مقدم بر هر چیزی این است که بتوانیم بپذیریم که مسئله ساختار از مسئله قیمت مهمتر است و اتفاقاً تحریمپذیر هم هست، اینگونه نیست که بگوییم چون کنترلکننده نیست، پس تحریمپذیر هم نیست. در این ساختار سنجش غیررسمی از داخل قلمروی شما رخ نمیدهد که بخواهیم با حکمرانی ریالی آن را کنترل کنیم.
پس در این ساختار که موضوع از اختیار ما خارج است، صحبت کردن در مورد چوب جادو و کنترل نرخ ارز وجود خارجی ندارد و بیمعنی است. پس معنای آن «آیا رها کردن است؟»، پاسخ خیر است؛ بلکه باید اولویت، احیای ساختار پرداخت خارجی باشد، راهحل داخلی با سامانه و آیتی و… برای کنترل در این زمینه وجود ندارد. در نهایت اینکه بازار ارز بدون بانک مرکزی معنی ندارد و مهمتر از نرخ ارز، ساختار بازار است و در شرایط تحریمی که نمیتوانیم یک ساختار رسمی داشته باشیم، چطور میتوانیم حساب سرمایه را ببندیم؟ و چطور میخواهیم سیاستگذار را قانع کنیم؟ ۶ دلیل که نگرانیهای ارزی را رفع میکند
۶ دلیل وجود دارد که امسال نگرانیهای ارزی سال گذشته را نداریم. این دلایل عبارتند از: «خروج سقف صادرات»، «کنترل ترازنامه و کاهش شدید تورم کالایی»، «افزایش نرخ بهره آزاد»، «افزایش نرخ بهره سپرده»، «موضوع ۸۵ درصد-۱۲۵ درصد تخصیص در حوزه ارزی تولیدیها و شرکتهای بازرگانی در حوزه واردات بر بازار آزاد بسیار مؤثر است و یک سیاست مابین کنترل مقداری و کنترل قیمتی است» و «فراواکنش بیشتر از روند بلندمدت در سال گذشته در مورد نرخ ارز که به ثبات امسال کمک کرد.»
بر این اساس اگر اتفاق خاصی در سمت عرضه رخ ندهد، نسبت به مسائل تقنینی امسال میتوانیم بگوییم که نگرانیهایمان کمتر است، اما تورم انتظاری به آن شکل کاهش نیافته است.
بهترین عدد درآمد سرانه ما به سال ۵۳ برمیگردد. در آن زمان، یکی از دعواهای بسیار جدی بین بانک مرکزی و وزارت مالیه این بود که نباید اجازه دهند که حساب سرمایه باز باشد. این در حقیقت به ما میگوید که مهمتر از نرخ ارز، این رویکرد است.
اما سوال این است که ساختار نرخ ارز ما باید چه شکلی باشد و چگونه باید نرخ ارز را کنترل کنیم؟ بستن حساب سرمایه ممکن است؟
بستن حساب سرمایه در شرایط تحریمی کار بسیار سختی است و حتی سال گذشته در بین سیاستگذاران این سؤال مطرح بود که روسها بعد از آغاز جنگ روسیه و اوکراین و تحریمهای غرب چه میکنند؟
حال سؤال این است؛ آیا این حرفی که ما میزنیم نافی به رسمیت شناختن رویکرد فعلی نرخ ارز در بازار داراییها است؟ نافی این است که باید منطق قیمتی را کنار بگذاریم؟
سؤال بعدی نیز این است؛ چه چیزی نرخ ارز را تعیین میکند و موجب شوکهای ناگهانی میشود؟ در ایران درباره اثر تقاضای خروج سرمایه بر شوکها صحبت میشود. این عامل را رد نمیکنم، اما آن چیزی که راهبر اصلی در جهشهای نرخ ارز است و اختیار و کنترل را از بانک مرکزی نمیگیرد؛ تقاضای تجاری است. تمام وقایعی که منجر به جهش ارزی شده است، روی وقایع تضمینی بوده است، چرا که تقاضای تجاری اگر تا یک زمان خاصی تسویه نشود، به بحران برمیخورد.
اما تقاضای خروج سرمایه این چنین نیست، پس با وجود اینکه از لحاظ حجم تقاضای خروج سرمایه مهم است، اما آنچه مهم است، تقاضای تجاری است تا بتوانید نرخ ارز را کنترل کنید.
چوب جادوی کنترل نرخ ارز، وجود خارجی ندارد
اساسا بازسازی ساختار پرداخت خارجی از این سؤال شروع میشود؛ ارز را کجا نگه داریم و کجا مصرف کنیم؟ پس مقدم بر هر چیزی این است که بتوانیم بپذیریم که مسئله ساختار از مسئله قیمت مهمتر است و اتفاقاً تحریمپذیر هم هست، اینگونه نیست که بگوییم چون کنترلکننده نیست، پس تحریمپذیر هم نیست. در این ساختار سنجش غیررسمی از داخل قلمروی شما رخ نمیدهد که بخواهیم با حکمرانی ریالی آن را کنترل کنیم.
پس در این ساختار که موضوع از اختیار ما خارج است، صحبت کردن در مورد چوب جادو و کنترل نرخ ارز وجود خارجی ندارد و بیمعنی است. پس معنای آن «آیا رها کردن است؟»، پاسخ خیر است؛ بلکه باید اولویت، احیای ساختار پرداخت خارجی باشد، راهحل داخلی با سامانه و آیتی و… برای کنترل در این زمینه وجود ندارد. در نهایت اینکه بازار ارز بدون بانک مرکزی معنی ندارد و مهمتر از نرخ ارز، ساختار بازار است و در شرایط تحریمی که نمیتوانیم یک ساختار رسمی داشته باشیم، چطور میتوانیم حساب سرمایه را ببندیم؟ و چطور میخواهیم سیاستگذار را قانع کنیم؟ ۶ دلیل که نگرانیهای ارزی را رفع میکند
۶ دلیل وجود دارد که امسال نگرانیهای ارزی سال گذشته را نداریم. این دلایل عبارتند از: «خروج سقف صادرات»، «کنترل ترازنامه و کاهش شدید تورم کالایی»، «افزایش نرخ بهره آزاد»، «افزایش نرخ بهره سپرده»، «موضوع ۸۵ درصد-۱۲۵ درصد تخصیص در حوزه ارزی تولیدیها و شرکتهای بازرگانی در حوزه واردات بر بازار آزاد بسیار مؤثر است و یک سیاست مابین کنترل مقداری و کنترل قیمتی است» و «فراواکنش بیشتر از روند بلندمدت در سال گذشته در مورد نرخ ارز که به ثبات امسال کمک کرد.»
بر این اساس اگر اتفاق خاصی در سمت عرضه رخ ندهد، نسبت به مسائل تقنینی امسال میتوانیم بگوییم که نگرانیهایمان کمتر است، اما تورم انتظاری به آن شکل کاهش نیافته است.
انتهای پیام/