به گزارش خانه نیوز به نقل از عباس اکبرپور، کارشناس شهرسازی؛در فرآیند ساختوساز طراحی، نظارت و اجرا از اهمیت زیادی برخوردار هستند و مثلثی ضروری برای بالا بردن ایمنی یک سازه بهشمار میروند. متاسفانه در هر سه بخش ضعفهای زیادی وجود دارد که باید حل شوند.
در بخش طراحی بسیاری از نرمافزارهای مورداستفاده برای ساختوساز غیراستاندارد هستند و منجر به نتایج نادرست میشوند. این نرمافزارها قفل شکسته هستند، یعنی نرمافزارهای اورجینال و اصلی نیستند. حتی ممکن است در ظاهر نتایج ایمنی را هم نشان دهند، اما در عمل نواقص زیادی را پدید میآورند. از طرف دیگر، سازه ساختهشده باید نقشه اجرایی داشته باشد. در یک اتفاق عجیب، نقشههای اجرایی در بیشتر شهرها از جمله شهر تهران بعد از تایید سازمان نظام مهندسی و بعد از اخذ مجوزهای لازم دوباره بازطراحی میشوند و تغییر میکنند و بیشتر ساختمانها با استفاده از نقشه دوم ساخته میشوند که با نقشه اول مغایرت زیادی دارد. مهندسان ناظر باید مجریان را مجاب به استفاده از نقشه اولیه و مصوب کنند که متاسفانه این اتفاق رخ نمیدهد.
مورد بعدی بحث اجرا است که براساس مبحث دوم مقررات ملی تدوین شده است. بسیاری از ساختمانهای ما با مجریان صوری ساخته میشوند. این افراد تنها با اندک وجهی که دریافت میکنند، به مالکان این اجازه را میدهند که تخلفهای متعددی در ساختوساز انجام دهند. با این تفاسیر، جدا از موضوع مصالح ساختمانی غیراستاندارد که کنترل زیادی بر آن صورت نمیپذیرد، کنترل کیفی سازهها باید توسط مجموعههای علمی که وابستگی به نهادی خاصی ندارند، انجام گیرد، زیرا این مجموعهها بهطورمستقل تصمیم میگیرند، اما در عمل این امر توسط کارمندان سازمان استاندارد که تخصص لازم را برای بررسی و کنترل سازه ندارند، انجام میشود.
در همهجای دنیا، سازهها بهعنوان سرمایههای ملی حساب میشوند و بعد از ساخت بهطورمستمر مورد بازرسی و نظارت قرار میگیرند، اما متاسفانه در کشور ما چنین قانونی وجود ندارد و سازه بعد از ساخت به حال خود رها میشود. ساختمانها باید به صورت ادواری بازرسی شوند و مشخص شود که یک سازه در چه مرحلهای از سطح کیفی قرار دارد. درنهایت اطلاعات کسبشده از وضعیت ساختمانها گزارش میشود. شرکتهای بیمه با همین گزارشها نرخ بیمه یک ساختمان را مشخص میکنند. در کشور ما این روند متفاوت است و همه ساختمانها اکثرا نرخ بیمه مشابهی دارند.
متاسفانه ما قانونی به اسم «نظارت پس از ساخت» و «نگهداری ساختمان» نداریم و برای این موضوع، متخصصی پرورش داده نشده است. فرونشستی که در کشور ما وجود دارد، یکی از بالاترین درصدها را در جهان دارد و در تهران سالی ۳۰ سانتیمتر نشست رخ میدهد. با قبول این موضوع، حتی اگر یک سازه در برابر زلزله ۶ ریشتری مقاوم شود، ممکن است با فرونشست زمین، این مقاومت به ۴ ریشتر یا کمتر کاهش یابد.
هیچگونه تمهیداتی برای ارزیابی آسیبپذیری سازههای موجود در تهران براساس فرونشستها انجام نپذیرفته است. بنابراین، آنچه شهرداری از ساختمانهای ایمن و ناایمن منتشر میکند، صحت ندارد و براساس مباحث علمی نیست. ما از تکنولوژیهای نوینی که در راستای مقاومسازی و بهسازی لرزهای باشد، بسیار کم استفاده میکنیم، همانطور که استفاده از میراگرهای فعال در بسیاری از کشورها در حال استفاده است و ما بهرهای از آن نمیبریم. متاسفانه با این وضعیت ساختوساز در کشور، با یک زلزله تقریبا شدید در کلانشهری مثل تهران، فاجعهای غیرقابلتصور رخ خواهد آمد. سناریوهای وحشتناک وقوع زلزله احتمالی در تهران، شهر را به جهنم تبدیل میکند.
متاسفانه ما در فرآیند کاری خود از اصول جهانی تبعیت نمیکنیم. اصول جهانی میگوید که وقتی شهری میخواهد ساخته شود، ابتدا باید برای خیابانها برنامهریزی کرد، خیابانها و کوچهها باید در طراحی قرار بگیرند و سپس مشخص شود که قسمتهای تجاری و مسکونی شهر در کجا است و بافت مربوطه را مشخص میکنند و باید امکانات لازم مثل بیمارستانها، ورزشگاهها، پارکها، مراکز آموزشی و… همه مشخص و جانمایی شود و به دلخواه اجازه جابهجایی و تغییر نداریم، حتی ارتفاع ساختمانها نمیتواند تغییر کند. با وجود کاستیهایی که وجود دارد، مهندسان ناظر معمولا گزارشهای خود را به شهرداری میدهند، اما شهرداریها اقدامات لازم را انجام نمیدهند، با ارتباطاتی که مالکان با شهرداری برقرار میکنند، مجوزها به راحتی صادر میشود و به آسانی این فرآیند را دور میزنند، چون زمینههای لازم در اختیار مهندسان ناظر نیست.
انتهای پیام/