به گزارش خانه نیوز به نقل از داوود سوری، کارشناس اقتصادی؛ حباب به پدیده کوتاهمدت گفته میشود. زمانی که این پدیده ادامهدار میشود، دیگر نمیتوان واژه حباب را برای آن بهکار برد. آنچه در اقتصاد در مورد حباب از آن یاد میشود، انحرافی است که بازار از روندهای طبیعی خود دارد و از آن دور شده باشد؛ اما واقعیت این است که ما همه آن روندهای طبیعی را نمیشناسیم. این در حالی است که بازار کار خودش را میکند و تصمیمگیری خودش را دارد. زمانی که این حباب ادامه پیدا میکند، قاعدتا باید یک عوامل ماندگار دیگری در مورد آن وجود داشته باشد که این حباب را به وجود آورده است.
تقاضای زیادی که به بخش مسکن در این مدت وارد شده، باعث شده تا مسکن به عنوان کالایی غیرقابل تهیه برای خانوار ایرانی تبدیل شود و این موضوع که قیمت مسکن در مقایسه با سایر کشورها گران است، کاملا درست است. به راحتی میتوان گفت قیمت مسکن در ایران نسبت به دوبی، استانبول و کشورهای اطراف بالا است و دلیل آن هم روشن است. چراکه مسکن قابل انتقال و قابل مبادله نیست.
ممکن است مسکن رشد کمتری نسبت به سایر داراییها داشته باشد، اما باید توجه کرد تقاضایی که برای مسکن به عنوان یک کالای سرمایهای مطرح است، متفاوت از سرمایه افرادی است که در بازارهای دیگر مانند سهام، ارز و طلا حضور دارند و تیپ این افراد متفاوت است. تجانس بیشتری در بازار مسکن وجود دارد که همچنان این تقاضا برای سرمایهگذاری در بخش مسکن، علیرغم نرخ بازدهی پایین آن وجود دارد. هرچند با توجه به درآمدهای مردم، تقاضا در این بازار هر روز کمتر و کمتر خواهد شد.
به جز قیمت زمین مباحث دیگری هم جزو عوامل بنیادین است که یکی از آنها به شکلگیری خانوارها برمیگردد؛ این بحث به سود تقاضا پیش رفته و کاهش تقاضای مسکن را به دنبال داشته که نکتهای مثبت برای این بازار است. ضمن آنکه مسکن همچنان بین داراییهای محدودی که افراد دارند، یکی از جذابترینها برای سرمایهگذاری است.
بنابراین یکی از عوامل کمککننده برای کاهش قیمت مسکن گسترش بازار داراییها است. همه ما با واژه تبدیل به احسن آشنا هستیم و اگر مقداری پسانداز داریم، مسکن خود را با آن بهبود میبخشیم و اگر خانه ۸۰ متری داریم، آن را به ۹۰ و ۱۰۰ متر تبدیل میکنیم. همه ما به دنبال سرمایهگذاری هستیم و شاید برخی اصلا به واحد بزرگتری هم نیازی نداشته باشند، اما آن را خریداری میکنند تا سرمایهشان حفظ شود.
در حالی که در یک اقتصاد پویا افراد دلیلی برای این کار نمیبینند و اضافه پساندازشان را به بازارهای دیگری مثل بازار سرمایه میبرند تا از سود آن استفاده کنند یا در بانک سپردهگذاری میکنند و همه میدانند که در این شرایط اقتصادی، شاید نادرستترین کار سرمایهگذاری در بانک باشد. شاید بهترین اقدام در چارچوب اقتصاد ما، این است که بتوانیم بازارهای دیگر را هم برای سرمایهگذاری جذاب کنیم و از این سرمایهگذاری مازاد در بخش مسکن کم کنیم.
بخش مسکن با چندین بخش پیش و پس از خود ارتباط دارد و در صورتی که این بخش یک درصد رشد کند، جی دی پی ایران چند درصد رشد میکند، اما واقعیت این است که رابطه خطی بین بخش مسکن و سایر بخشها برقرار نیست و اینگونه نیست که دولتیها مطرح میکنند که مسکن سایر بخشها را به فعالیت میکشاند و اشتغال ایجاد میکند.
واقعیت این است که مسکن سرمایههای کشور را حبس میکند، این در حالی است که سرمایههای کشور باید در خدمت تولید کالاها و خدماتی باشند که قابلیت مبادله دارند و برای کشور ثروتآفرینی میکنند. در غیر این صورت اگر تمامی سرمایههای خود را به خشت و گل تبدیل کنیم، هیچ درآمد خارجی برای ما ندارد و مشکلی که امروز با آن روبهرو هستیم همین است، اما این چرخه باید در جایی شکسته شود و اگر ما جایی سرمایهگذاری میکنیم، این سرمایهگذاری در صنایعی باشد که به درآمدی خارج از مرزها تبدیل شود. در این صورت میتوانیم شاهد رشد اقتصادی باشیم، در غیر این صورت پساندازها برای تبدیل به خانههای بزرگتر و در مناطق بهتر هیچ رشد و رفاهی برای ما به دنبال ندارد.